|
|
|
محمد يعقوبي نويسنده و كارگردان عضو اصلي هيئت مديرهي كانون نمايشنامهنويسان خانهي تئاتر ايران
در روز 11 فروردين ماه به دنيا آمدم.
1367 وارد گروه تئاتر دانشگاه شدم.
1368 اولين نمايشنامهي زندگيم را نوشتم. نمايشنامهاي مزخرف به نام " بازگشت ".
1370 گروه تئاتر دانشگاه در سال 1369 از هم پاشيد. مركز هنرهاي نمايشي يك دورهي يك سالهي آموزش تئاتر به سرپرستي آقاي حميد سمندريان برگزار كرد. در اين دوره كارگرداني، نمايشنامهنويسي و بازيگري آموزش داده ميشد. من رشتهي بازيگري را انتخاب كردم. به هواي اينكه بازيگري بعدها براي نمايشنامهنويسي به دردم خواهد خورد. آن زمان اعتقادي به كلاس آموزش نمايشنامهنويسي نداشتم. خيلي زود شروع كردم به كارگرداني باز هم به هواي اينكه بعدها براي نمايشنامهنويسي به درد خواهد خورد. در همين سال نمايشنامهاي نوشتم به نام " از دوستت دارم."
1371 وارد كلاسهاي خصوصي بازيگري زير نظر خانم مهين اسكويي شدم. نمايشنامهي كوتاهي به نام " پدر " نوشتم.
1372 تحصيلات دانشگاهي در رشتهي حقوق قضايي سرانجام به پايان رسيد. دلم ميخواست نمايشنامههايي بر اساس مكانهاي مورد علاقهام بنويسم. نمايشنامهي صداي گربه را نوشتم كه در يك پارك ميگذرد. در همين سال نمايشنامهاي هم نوشتم به نام " يك دقيقه سكوت ". هيچ ربطي به نمايشنامهاي به همين نام ندارد كه در سال 1378 نوشتهام. فقط نام نمايش و پاياني تقريبا مشابه دارد. در نمايش گاليله نوشتهي برتولت برشت به كارگرداني فرهاد مهندسپور بازي كردم. بهمنماه: اجراي خصوصي نمايش " باغوحش شيشهاي " نوشتهي تنسي ويليامز و ترجمهي حميد سمندريان، اين نمايش در تالار هنر اجرا شد و چند تن از اعضاي بسيج دانشگاه آزاد هنر كه تماشاگر كار بودند با اعتراض به اجراي آن به عنوان يك كار غيرشرعي و چاپ اعتراض خود در روزنامهي سلام و...باعث تعطيلي تالار هنر و تغيير مدير اين تالار شدند.
1373 بهخاطر اجراي خصوصي " باغوحش شيشهاي" دو ماه تحت تعقيب ادارهي مبارزه با مفاسد اجتماعي بودم و در خانهي خودم زندگي نميكردم. به علت روند غيرقانوني تعقيبم بدون هيچابلاغيه و...خودم را معرفي نميكنم تا اين كه ابلاغيهي قانوني صادر ميشود و خودم را معرفي ميكنم. به مجازات تعليقي محكوم ميشوم. نگارش نمايشنامهي " قرمز و ديگران " كه باز هم در پارك ميگذرد. شهريورماه: به ناچار خودم را براي خدمت سربازي معرفي كردم.
1374 نگارش نمايشنامهي " دل سگ " بر اساس رماني به همين نام نوشتهي ميخائيل بولگاكف. به همراه عباس زندباف چند نمايشنامه ترجمه كردم: شب بهخير مادر ( نويسنده: مارشا نورمن)، اوليانا ( ديويد ممت )، باغوحش شيشهاي ( تنسي ويليامز )، روز مادر ( جي. بي. پريستلي )، ميخكهاي سرخ ( گلن هيوز ) اسفندماه: انتخاب نمايشنامهي شب بهخير مادر براي كارگرداني و آغاز تمرين بدون اميد به اجرا. بازيگران: پانتهآ بهرام و ريما رامينفر
1375 ارائهي نمايشنامهي شب بهخير مادر براي صدور مجور اجرا و اعلام مردودي نمايشنامه به دليل محتواي اثر كه مخاطب را به خودكشي علاقهمند ميكند!!! اين نمايش را حداقل 50 بار در زيرزمين خانهي پدري پانتهآ بهرام اجراي خصوصي كرديم خيليها: حميد سمندريان، بهرام بيضايي، مهين اسكويي، احمد آقالو، رضا كيانيان و... در اين زيرزمين اجراي ما را تماشا كردند و هيچكدام خودكشي نكردند!!!! شهريورماه: پايان خدمت سربازي. اسفندماه: نگارش نمايشنامهي " زمستان 66 "
1376 مرداد و شهريورماه: سرانجام توانستيم نمايش " شب بهخير مادر " را مرداد و شهريور ماه در تئاتر شهر اجرا كنيم كه اولين حضور رسمي من به عنوان كارگردان در تئاتر كشور بود. بهمنماه: اجراي نمايش " زمستان 66 " در جشنوارهي تئاتر. برندهي جايزهي اول كارگرداني و جايزهي دوم نمايشنامهنويسي. نمايش برگزيدهي هيات داوران. اسفندماه: تشكيل گروه تئاتر " امروز". اين نام پيشنهادي من بود كه توسط اعضاي گروه نمايش زمستان 66 مورد استقبال قرار گرفت. از نام امروز خوشم ميآمد چون به خصلت ذاتي تئاتر اشاره داشت، تئاتري براي امروز، از جنس امروز و براي مردمان امروز. راستش آن روزها دلم ميخواست انتشاراتي هم به نام امروز تاسيس كنم و كتابهاي جيبي البته كوچكتر از اين جيبيهاي معمول چاپ كنم كه هر كدام حاوي يك قصهي زيباي جهان باشد. اولين داستان كوتاهي هم كه در سر داشتم چاپ كنم نوشتهي آلبرتو موراويا بود: "آه! زنها! زنها!" اين داستان را به خاطر اسمش ميخواستم اولين كتاب باشد. اسم قابل توجهاي است. در ضمن قصهي بدي هم نيست، بخوانيد.
1377 تيرماه: نگارش نمايشنامهي " رقص كاغذپارهها " بهمنماه: اجراي نمايش " رقص كاغذپارهها " در جشنوارهي تئاتر، برندهي جايزهي دوم نمايشنامهنويسي و كارگرداني. اسفندماه: اجراي عمومي نمايش " زمستان 66 " در تئاتر شهر، تالار كوچك، به مدت يك ماه. چاپ نمايش نامهي زمستان 66، انتشارات قصيده.
1378 آبانماه: اجراي عمومي نمايش " رقص كاغذپارهها " به مدت يك ماه در تئاتر شهر، سالن سايه. تيرماه: نگارش نمايشنامهي " يك دقيقه سكوت" . بهمنماه: كارگرداني نمايش " پس تا فردا " نوشتهي ريما رامينفر. برندهي جايزهي سوم كارگرداني در جشنوارهي تئاتر.
1379 مرداد و شهريورماه: اجراي عمومي نمايشهاي " پس تا فردا " و " دل سگ " به مدت يك ماه در تئاتر شهر، سالن چهار سو، آبانماه: سفر به ايتاليا براي اجراي نمايش " پس تا فردا " در هفتهي هنر ايران 6 بهمنماه: كارگرداني نمايش " يك دقيقه سكوت ". برندهي جايزهي سوم كارگرداني در جشنوارهي تئاتر. 14 بهمنماه: ازدواج با آيدا كيخايي
1380 خردادماه: جدايي از گروه تئاتر امروز. تيرماه: نگارش نمايشنامهي " از تاريكي" ديماه: اجراي عمومي نمايش " يك دقيقه سكوت " به مدت يك ماه در تئاتر شهر، سالن چهارسو. بهمنماه: نمايشنامهي " از تاريكي" در مرحلهي بازبيني توسط اعضاي بازبيني جشنواره رد شد. خب، من پيش از اين هر بار در جشنواره برندهي جايزه شده بودم، همين كافي بود كه رد شدن كارم خبر مهمي براي صفحهي تئاتر روزنامهها باشد. پوشش خبري خوب روزنامهها اعضاي هيأت بازبيني را واداشت براي اولين بار دست كم در آن سالها براي دفاع از عملكرد خود جلسهاي با مطبوعات بگذارند. آنان ادعا كردند هيچ كاري به علت مضمون رد نشده و كارهاي رد شده ضعيفتر از كارهاي پذيرفته بود كه البته دروغ ميگفتند. تنها حرف راستي كه دربارهي كارم خواندم حرف حسين پاكدل بود. حسين پاكدل يكي از اعضاي بازبيني در مصاحبه با روزنامهي جوان گفت اجازه نميدهد روي صحنهي تئاتر زنا را تبليغ كنند. گرچه او نامي از من نبرده بود ولي بدون شك سخنش دربارهي كار من بود، چون از تاريكي دربارهي زنا و مجازات زنا بود. من قسمتي از نمايشنامه را دادم كه در ماهنامهي " هنرهاي نمايشي " چاپ شد.
1381 تيرماه: بازنويسي نمايشنامهي "قرمز و ديگران " براي شركت در جشنوارهي تئاتر. شباهت متن بازنويسي شده با آنچه كه در سال 1373 نوشتهام در حدود سه يا چهار صفحه است. بهمنماه: اجراي "قرمز و ديگران" در جشنوارهي تئاتر. همهي بازيگران بهخاطر بازي هماهنگ جايزهي مشترك گرفتند.
1382 خردادماه: اجراي نمايشنامهخواني "از تاريكي" در خانهي هنرمندان به تهيهكنندگي موسسهي انديشهسازان تيرماه: نگارش نمايشنامهي " گلهاي شمعداني ". بهمنماه: اجراي نمايش گلهاي شمعداني در جشنوارهي تئاتر اسفندماه: اجراي عمومي نمايش " قرمز و ديگران " در سالن قشقايي، تئاتر شهر اجراي نمايشنامهخواني با خشم به يادآر نوشتهي جان آزبرن در خانهي هنرمندان به تهيهكنندگي موسسهي انديشهسازان
1383 فروردينماه: ادامهي اجراي " قرمز و ديگران" در سالن قشقايي تتاتر شهر. تيرماه: نگارش نمايشنامهي " تنها راه ممكن" شهريورماه: ساخت فيلم كوتاه "قرمز و ديگران " آبانماه: تشكيل گروه تئاتر " اين روزها ". ديماه: اجراي عمومي نمايش " گلهاي شمعداني " بهمنماه: اجراي نمايش " تنها راه ممكن " در جشنوارهي تئاتر
1384 ارديبهشتماه: دريافت نشان خانهي تئاتر از كانون كارگردانان خردادماه: چاپ نمايشنامهي رقص كاغذپارهها، موسسهي انديشهسازان تيرماه: چاپ نمايشنامهي دل سگ، و چاپ دوم زمستان 66، موسسهي انديشهسازان شهريورماه: اجراي عمومي نمايش " تنها راه ممكن " در سالن سايه، تئاتر شهر بهمنماه: كارگرداني تئاتر تلويزيوني " زمستان 66 " براي شبكهي 4
1385 فروردينماه: نگارش نمايشنامهي " ماه در آب" ارديبهشتماه: پخش تئاتر تلويزيوني " زمستان 66 " از شبكهي 4 شهريورماه: اجراي عمومي نمايش " ماه در آب " در سالن سايه، تئاتر شهر
1386 ارديبهشتماه: در جشنوارهي دانشجويي، بخشي با عنوان "مسابقهي نمايشنامهخواني: مروري بر آثار محمد يعقوبي" گذاشته شد و پنج نمايشنامهي من توسط گروههاي مختلف دانشجويي نمايشنامهخواني شد. جالب است كه دو گروه "از تاريكي" را نمايشنامهخواني كردند.
تيرماه: نمايشنامهي "از تاريكي" را براي اجرا به شوراي نظارت تئاتر شهر دادم كه شايد بعد از شش سال تصويب شود. به هر حال تا كنون يك بار توسط خودم و دوبار هم در جشنوارهي دانشجويي نمايشنامهخواني شده و هيچ اتفاق ناجوري هم نيفتاده است. ولي "از تاريكي" بار ديگر اجازهي اجرا نگرفت. مردادماه: پخش نمايش راديويي روز دروغ از بي بي سي فارسي به كارگرداني مهرداد سيف ديماه: چاپ نمايشنامهي از تاريكي در فصلنامهي پاياب، شمارهي 16 بهمنماه: اجراي نمايش " ماچيسمو" در جشنوارهي تئاتر
1387 خردادماه: كارگرداني تئاتر تلويزيوني آدم خوابش ميگيره نوشتهي علي نصيريان خردادماه: كارگرداني تئاتر تلويزيوني دل سگ بر اساس رماني از ميخائيل بولگاكف 14 تيرماه: پايان اجراي نمايش " ماچيسمو"، 28 اجرا در سالن چهارسو، تئاتر شهر
شب بهخير مادر ( مترجم و كارگردان )، اجرا شده در تالار كوچك تئاتر شهر به مدت يك ماه، مردادماه1376 زمستان 66 ( نويسنده و كارگردان )، برندهي جايزهي اول كارگرداني و جايزهي دوم نمايشنامهنويسي در جشنوارهي تئاتر سال 1376، اجراي عمومي به مدت يك ماه در سالن چهارسو، تئاتر شهر، اسفندماه 1377 رقص كاغذپارهها ( نويسنده و كارگردان )، برندهي جايزهي دوم نمايشنامهنويسي و كارگرداني در جشنوارهي تئاتر سال 1377، اجراي عمومي به مدت يك ماه در سالن سايه، تئاتر شهر، آذرماه 1378، برندهي جايزهي بهترين كارگرداني از كانون ملي منتقدان پس تا فردا ( كارگردان، نوشتهي ريما رامينفر)، برندهي جايزهي سوم كارگرداني در جشنوارهي تئاتر سال 1378، اجراي عمومي به مدت يك ماه در سالن چهارسو، تئاتر شهر، مردادماه 1379 دل سگ ( نمايشنامهنويس و كارگردان )، اجراي عمومي به مدت يك ماه در سالن چهارسو، تئاتر شهر، مردادماه 1379 يك دقيقه سكوت ( نويسنده و كارگردان )، برندهي جايزهي سوم كارگرداني در جشنوارهي تئاتر سال 1379، اجراي عمومي به مدت يك ماه در سالن چهارسو، تئاتر شهر، ديماه 1380، برندهي جايزهي بهترين كارگرداني از كانون ملي منتقدان موزيك براي ماهيها { نمايشنامهي راديويي، نويسنده و كارگردان } دل سگ ( نمايشنامهي راديويي، بر اساس رماني از ميخائيل بولگاكف )، برندهي جايزهي بهترين تنظيم راديويي و اقتباس از رمان براي راديو كنسول افتخاري { نمايشنامهي راديويي بر اساس رماني از گراهام گرين} ابلوموف { نمايشنامهي راديويي بر اساس رماني از ايوان گنچارف } قرمز و ديگران ( نويسنده و كارگردان )، برندهي ديپلم افتخار در جشنواره تئاتر سال 1381 بهخاطر اجراي هماهنگ همهي بازيگران نمايش، اجراي عمومي به مدت يك ماه در سالن قشقايي، اسفند 1382 تا ارديبهشت 83 قرمز و ديگران ( فيلم كوتاه، فيلمنامهنويس و كارگردان)، شهريور 1383 گلهاي شمعداني( نويسنده و كارگردان )، برندهي جايزهي بهترين نمايشنامه از كانون ملي منتقدان، اجراي عمومي به مدت يك ماه در سالن چهارسو، تئاتر شهر، ديماه 1383 برادران كارامازوف ( نمايشنامهي راديويي بر اساس رماني از فيودور داستايفسكي ) تنها راه ممكن ( نويسنده و كارگردان )، اجراي عمومي به مدت يك ماه در سالن سايه، تئاتر شهر، شهريورماه 1384 زمستان 66 ( نويسنده و كارگردان هنري )، تئاتر تلويزيوني، شبكهي 4، بهمن 1384 ماه در آب ( نويسنده و كارگردان)، اجراي عمومي به مدت يك ماه در سالن سايه، تئاتر شهر، شهريورماه 1385 آدم خوابش ميگيره ( كارگردان هنري)، نوشتهي علي نصيريان، تئاتر تلويزيوني، شبكهي 4، خرداد 1387 دل سگ ( نمايشنامهنويس و كارگردان هنري)، تئاتر تلويزيوني، بر اساس رماني از ميخائيل بولگاكف، شبكهي 4، تيرماه 1387 ماچيسمو( نمايشنامهنويس و كارگردان )، اجراي عمومي به مدت يك ماه در سالن چهارسو، تئاتر شهر، خرداد و تيرماه 1387
آموزش بازيگري و كارگرداني در واحد فوق برنامه دانشگاه علم و صنعت، 1380 داور جشنوارهي استاني همدان، 1381 آموزش بازيگري در آموزشگاه سينماي جوان، 1381 آموزش بازيگري در آموزشگاه هفت هنر، 1382 آموزش بازيگري و كارگرداني در فرهنگسراي بهمن، 1382 داور جشنوارهي استاني خوزستان، 1383 داور جشن بازيگران خانهي تئاتر، 1383 آموزش بازيگري و كارگرداني در آموزشگاه هفت هنر، 1384 داور جشنوارهي استاني قزوين، 1384 داور جشنوارهي استاني زنجان، 1384 كارگردان جشن كانون نمايشنامهنويسان خانهي تئاتر ايران، 1385 كارگاه دوروزه نمايشنامهنويسي در جشنوارهي منطقهاي دانشگاهي، شيراز، 1385 داور بخش نمايشنامهنويسي جشنوارهي تئاتر دانشجويي، 1386 داور بخش چشمانداز تئاتر فجر، 1386 داور بخش توليد متون نمايشي تئاتر فجر، 1386 داور جشنوارهي منطقهاي دانشگاهي، تبريز، 1386 داور بخش داستانهاي كوتاه جايزهي بنياد گلشيري، 1386 آموزش بازيگري و كارگرداني در شهرستان ورامين، 1386 آموزش بازيگري و كارگرداني در فرهنگسراي بهمن، 1386
|
|
|
|