|
گفتوگو
با محمد يعقوبي
جرم
خدا اندازهي جرم من است
ضرورت ارگانيك، ضرورت زيباشناسانه
تئاتر
اجتماعي استمرار خواهد يافت
اقتباس
يعني؛ وفاداري در عين بيوفايي
آدمهاى دوست داشتنى
نمايش
اقتباس هميشه جزو كارهاي من است
ديگر محدوديت هاي نمايش كلاسيك را
نداريم
زیباییشناسی تردید
هرکس به
شيوه خودش زخم مي زند
چرا يكي
از متنهاي خودتان را كار نكرديد؟
نخلها
در سيبري ميرويند
تاريخ قضاوت خواهد كرد
رئاليسم سبکي ازلي و ابدي است
جريان
بازدارندهي مميزي
آنها
نگاهم را نميپسندند
در ايران
قانون توجهاي به نيازهاي عرف ندارد
تئاتر
اجتماعي يك ضرورت هميشگي
آدم هايي
که محکوم به تنهايي هستند
آنان به
روياهاشان خيانت ميكنند
انديشهها درجسمهاي مختلف تکرار ميشود
"ماه در
آب" بر ساختار فريب تماشاگر استوار است
رويايم
نوشتن است
آدمها دو دستهاند!
آماده
كردن تماشاگر
عدم اعتماد به نفس، عدم شجاعت
مردي كه به روبيسون كروزوئه حسرت ميخورد
از
موسيقي نامربوط و تيتراژ تئاتر تلويزيوني
زمستان 66 ناراضي هستم
تدوين و
موسيقي زمستان 66 راضي كننده نبود
عشق تنها كافي نيست
نود سالن تئاتري كجا ست؟
هنرمندان بايد احساس امنيت كنند.
تنها راه ممكن بيان عدم امنيت است
محمد يعقوبی: من برای امروز می نويسم
طغيان عليه پايان
آرزوهايم را برايتان
ميگويم
از زمستان 66 تا تنها راه ممكن
دربارهي گلهاي شمعداني، تنها راه ممكن و
بازخواني جشنواره
حرفهاي ناگفتهي ديگران
بياييد بد بازي كنيم
با من حرف بزنيد
تئاتر نبايد از منطق زندگي خارج شود
اين اسم را دوست دارم
تئاتر ديده ميشود، راديو نه
مصاحبه با ايسنا
دوربين دارد نقش بازي ميكند
هيچ متني بي پدر و مادر نيست
اينجوري لذت ميبرم
نگرانم
ديگر بهتر از يك دقيقه سكوت ننويسم
داستان زني كه سالها
ميخوابيد
پيوستگي متن و كارگرداني
تلخترين خاطرهي شما
از تئاتر چيست؟
چرا برخي مثل صد سال پيش مينويسند؟
دربارهي تعهد
هدف تئاتر گفت و گو است
دربارهي رقص كاغذپارهها
زمستان 66 كجا بودي؟
|