درباره‌ي محمد يعقوبي

نمايش‌نامه‌هاي محمد يعقوبي
فيلم‌نامه‌هاي محمد يعقوبي
ديگر نوشته‌هاي محمد يعقوبي
گفت و گ با محمد يعقوبي
عكس‌هاي آثار محمد يعقوبي
عكس‌هاي پشت صحنه‌
نقد ديگران بر آثار محمد يعقوبي
نمايش‌نامه‌هاي نويسندگان ايراني ديگر
سايت‌هاي هنري ديگر
E-mail
 
 
 
 
 
 
 
 

 

7-4-1387

حكايت دور و دراز ماچيسمو

ندا طيبي

محمد يعقوبي به خوبي پيش‌بيني مي‌كرد نمايشنامه انتخابي‌اش« از تاريكي» براي چندمين بار در مرحله بازخواني بيست و ششمين جشنواره تئاتر فجر هم رد شود.

به همين دليل از همان آغاز ترجيح داد به يكي از علاقه‌مندي‌هاي گذشته‌اش پاسخ گويد و اينگونه شد كه نمايشنامه كنسول افتخاري را براساس اين رمان گراهام گرين نوشت. البته يعقوبي تمام تلاش خود را كرد كه اين رمان را از آن خويش سازد با اين حال نتوانست آنگونه كه بايد و شايد دغدغه‌هاي اجتماعي خود را كه در آثار تاليفي‌اش مورد توجه قرار مي‌داد در اين متن هم بگنجاند با اين همه اين نمايشنامه هم از ويژگي‌هاي هميشگي آثار محمد يعقوبي بي‌بهره نيست. او در اين متن هم تا جاي ممكن مسايل زناشويي و دغدغه‌هاي مذهبي‌اش را مورد توجه قرار داده است.

يعقوبي البته خود معتقد است بيشترين نزديكي اين نمايش با تماشاگر امروز ايران ناشي از پرداختن به مسايل سياسي است چرا كه اتفاق اين نمايش مي‌توانست در ايران هم رخ دهد اما در عين حال اين را هم مي‌گويد كه نمايشش همانگونه كه اثري سياسي است، متني اجتماعي هم هست چرا كه در هر حال سياست هم مقوله‌اي اجتماعي است بنا بر اين گرچه آدمهاي اين نمايش يك سري افراد سياسي هستند اما كار در كليت خود مباحث بشري را مورد توجه قرار مي‌دهد.

حتي هنگامي كه نگارش متن به‌طور كامل تمام نشده بود، نمايشنامه نويس كه نام كنسول افتخاري را دوست نمي‌داشت از نام موقت سخن مي‌گفت تا پس از آن نام ماچيسمو را برگزيند البته تماشاگراني كه در بيست و ششمين جشنواره بين‌المللي فجر نمايش را ديدند متوجه مناسبت نام نمايش با داستان آن نشدند و اين چنين بود كه كارگردان براي درك مفهوم نام نمايش در اجراي عمومي آن، راهكاري انديشيد و به تشريح اين نام كه همان عرق ملي آرژانتيني است، پرداخت.

اما اجراي اين نمايش در بخش مسابقه بين‌الملل جشنواره هم حكايتي ديگر دارد. در آغاز قرار بود نمايش به اجراي عمومي گذاشته شود اما به‌دليل طولاني شدن بازسازي مجموعه تئاتر شهر اجراي آن بارها به تعويق افتاد تا زماني كه فراخوان جشنواره منتشر شد و توجه به مسايل بشر معاصر به‌عنوان اولويت هيات انتخاب بخش مسابقه بين‌الملل نام برده شده بود و اين چنين بود كه بازخوان بخش چشم‌انداز تئاتر ايران در سال 87 متن خود را به بخش مسابقه بين‌الملل سپرد تا يكي از جوايز اين بخش را كه برگزيده بازيگري مرد بود، به خاطر بازي در نقش پدر روحاني از آن علي سرابي كند.

محمد يعقوبي پيش از اجراي اين نمايش آثار خارجي ديگري همچون دل سگ، بولگاكف وشب بخير مادر مارشا نورمن را اجرا كرده بود. او دل سگ را براي راديو تنظيم كرده بود اما شب بخير مادر را اجراي صحنه‌اي كرده بود با اين همه اين نمايشنامه نويس و كارگردان تئاتر علاقه اصلي خود را اجراي صحنه‌اي مي‌داند و هر زمان كه فرصتي براي اجراي متني از خودش فراهم نشود، ترجيح مي‌دهد يك رمان را براي اقتباس انتخاب كند تا بتواند آن را از آن خويش كند.

يعقوبي البته پيش از اين هم اين كنسول افتخاري را براي راديو تنظيم و اجرا كرده بود اما در اجراي صحنه‌اي آن كوشيد تا همچون هميشه به دلبستگي‌هاي سينمايي‌اش هم توجه كند. او براي هر صحنه نامي انتخاب كرده است و پيش از آغاز هر صحنه نيز تصويري پخش مي‌كند كه بيش از هر چيز يادآور پرده نقره‌اي سينماست و مانند كار قبلي‌اش ماه در آب بازي لب خواني و گفتن يا پنهان كردن درونيات آدم‌هاي داستان را به شيوه‌اي ديگر دارد.
 
او از اين شيوه براي بيان مسايلي كمك گرفته است كه امكان بازگويي آشكار آنها روي صحنه وجود ندارد و با اين روش تماشاگر را در جريان محدوديتهاي خود براي بيان پاره‌اي از مسايل مورد نظرش قرار مي‌دهد.

بازي با نور هم يكي ديگر از علاقه‌مندي‌هاي هميشگي محمد يعقوبي است كه در اين نمايش هم همچنان وجود دارد.

او براي بازي گرفتن از بازيگراش هم شيوه خاص خود را دارد. همه تماشاگران پيگير آثار يعقوبي مي‌دانند كه او علاقه‌اي به بازي‌هاي اغراق شده ندارد و دوست دارد بازيگر آنچنان روي صحنه راحت باشد كه تماشاگر هر لحظه بتواند خود را در موقعيت او تصور كند و او را به همان اندازه نزديك به‌خود ببيند.

 او براي رسيدن به شيوه بازي دلخواهش در طول تمرينات به بازيگران مي‌گويد كه بد بازي كنند تا حين اين شيوه بازي مشكلات و نقايص كار خود را دريابند و آنها را اصلاح كنند البته در مقايسه با آثار ديگر او اين نمايش بيشتر حالت تئاتري دارد و با كارهاي قبلي او قدري متفاوت مي‌نمايداو معتقد است كه در اين اثر هم همان كار هميشگي را انجام مي‌دهد اما چون متن تا حدودي متعلق به نويسنده‌اي ديگر است، او به‌عنوان كارگردان تلاش مي‌كند تا حضور خويش را استحكام بخشد اما زماني كه متن خود را اجرا مي‌كند حين نوشتن متن كارگرداني هم مي‌كند.

نمايش ماچيسمو با تمام مسايل سياسي مطرح در آن هرگز اثري خشك تلقي نمي‌شود در جاي‌جاي اين نمايش طنز ظريف و لحظات مفرح فكر شده‌اي وجود دارد كه تماشاي اثري سياسي _آن هم از نوع خارجي‌اش را كه اغلب هيچ مناسبتي با شرايط روز تماشاگر ايراني ندارد_قابل تحمل و حتي لذت بخش مي‌كند.

با تمام اينها يعقوبي هم مانند ديگر كارگردان‌هاي مولف اميدوار است بتواند متني از نوشته‌هاي خودش را اجرا كند او گرچه به كناره‌گيري از صحنه به‌دليل شرايط نامساعد تئاتر اعتقادي ندارد اما زماني كه احساس كند ديگر نمي‌تواند حرف‌هايش را بيان كند، خانه‌نشيني را به اجراي اثري خنثي و بي‌بو و خاصيت ترجيح مي‌دهد. او حتي اعلام مي‌كند تا زماني كه نمايشنامه «از تاريكي» اجازه اجرا نگيرد بارها و بارها آن را ارائه خواهد كرد زيرا دوست ندارد دو متن رد شده در كشوي خانه‌اش داشته باشد.

 

 

  back